تبليغاتX
پسران خنده


پسران خنده




درباره وبلاگ

آرشيو نوشته ها:

لينك دوستان

نويسنده :


آمار وبلاگ :
ويرايش قالب:
آرش ايزدمهر
عاشقانه ها

امكانات :

نظر سنجي :
قلب من رو به تو پرواز میكند...

 

عزیزم

قلب من رو به تو پرواز میكند...


مرا ببخش ! از این جرم بزرگ كهدوستی است و جنایت ها به مكافات آن رخ می دهد چشم بپوشان ؟ اگر به تو «عزیزم» خطابكرده ام ، تعجب نكن . خیلی ها هستند كه با قلبشان مثل آب یا آتش رفتار می كنند . عارضات زمان ، آن ها را نمی گذارد كه از قلبشان اطاعات داشته باشند و هر اراده یطبیعی را در خودشان خاموش می سازند .


اما من غیر از آن ها و همه ی مردم هستم . هر چه تصادف و سرنوشت و طبیعت به من داده ، به قلبم بخشیده ام . و حالا می خواهم قلب سمجو ناشناس خود را از انزوای خود به طرف تو پرتاب كنم و این خیال مدت ها است كه ذهنمرا تسخیر كرده است .


می خواهم رنگ سرخی شده ، روی گونه های تو جابگیرم یا رنگ سیاهی شده ، روی زلف تو بنشینم.


من یك كوه نشین غیر اهلی ، یك نویسنده ی گمنام هستم كه همه چیز من با دیگران مخالف و تمام ارده ی من با خیال دهقانی تو ، كه بره ومرغ نگاهداری می كنید متناسب است.


بزرگ تر از تصور تو و بهتر از احساس مردم هستم، به تو خواهم گفت چه طور..اما هیهات كه بخت من و بیگانگی من با دنیا ، امید نوازشتو را به من نمی دهد ، آن جا در اعماق تاریكی وحشتناك خیال و گذشته است كه منسرنوشت نامساعد خود را تماشا می كنم.

 

 

 


نويسنده: امید مورخ: شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 در ساعت: 18:3